http://up.patmat.ir/images/g82ishczy6v45izfgnry.png



گفت گو آنلاین با پشتیبانی



امروز : 78
دیروز : 194
هفته گذشته : 1571
ماه : 6964
کل بازدید : 713621
کاربران آنلاین : 1
ورودی گوگل : 826
 - تبلیغات در تهران - نیازمندهای تهران -آگهی تهران-تبلیغات رایگان
بخش مقالات
عنوان مقاله : داستان فرشته‌هایی با صورت های کثیف

آرژانتین در چهار بازی اش در کوپا آمه ریکای امسال برای اولین بار پس از مجموعه ی سال 1957، که قهرمان شد و به عنوان تیم " فرشتگانی با صورت کثیف " شناخته می شد، در هر بازی حداقل سه گل به ثمر رسانده است.



 

به گزارش "ورزش سه"، جاناتان ویلسون در بخشی از کتابش درباره تاریخ فوتبال آرژانتین که به زودی منتشر خواهد شد، به تیم سال 1957 آرژانتین که سمبلی برای کل فرهنگ فوتبال جهانی شده، نگاهی انداخته که در ادامه می خوانید:


بازی نباید از نظر نتیجه اینگونه پیش می رفت. آرژانتین، برزیل را به شدت تحت فشار قرار داده بود و پشت سر هم موقعیت ایجاد می کرد ولی تنها سه دقیقه به پایان بازی مانده بود که سرانجام، اومبرتو ماسکیو، بازیکن راسینگ (توضیح مترجم: یکی از 5 تیم سنتی آرژانتین در کنار بوکا،ریور،سان لورنسو و ایندپندینته) گل دوم را به ثمر رساند. بعد از این گل، آرژانتین از نظر روحی در شرایط خوبی قرار گرفت. سپس، اسوالدو کروس گل سوم را هم به ثمر رساند و آرژانتین، در حالی که هنوز یک بازی باقی مانده داشت ، برای یازدهمین بار قهرمان آمریکای جنوبی شد.

 

 

 

در شرایطی که پس از مسابقه بازیکنان آرژانتین مشغول جشن گرفتن در استادیوم ناسیونال لیما بودند، از کاپیتان تیم یعنی مدافع ریورپلاته، "فدریکو وایرو" خواسته شد که با تماشاگران حاضر در استادیوم، صحبت کند. اگرچه او رهبر تیم تلقی می شد ولی همیشه در طول مسابقه نگران به نظر می رسید. اما این بار، وقتی که داشت حرف می زد، بغض گلویش را گرفته بود. تلاش می کرد که خود را کنترل کند. پس میکروفون را محکم تر گرفت اما هنگامی که شروع به حرف زدن کرد، صدایش لرزان بود. او گفت:" این قهرمانی به خاطر این چهره های کثیف است، به خاطر این 5 بازیکن بی چشم و رو."


دیگر نتوانست ادامه دهد و میکروفون را به گزارشگر داد. او فقط یک جمله گفت ولی در همین یک جمله، لقبی که بعدها به این تیم نسبت داده شد را عنوان کرد. او همچنین روحیه فوتبال آرژانتین در آن دوران را در یک جمله به تصویر کشید.


هیچ کسی تردید نداشت که منظور او از "پنج بی چشم و رو" چه کسانی هستند؛ منظور او خط حمله شان شامل "عمر ارستس کرباتا"، "اومبرتو ماسکیو"، "آنتونیو آنجلیلو"، "عمر سیوری "و" اسوالدو کروس" بود که در کل مسابقات، مهار نشدنی نشان دادند وبا نمایش خارق العاده و کم اشتباه خود، سبب جذابیت بازی های تیم‌شان شده بودند. نامی بهتر از فرشتگانی با چهره های کثیف برای این پنج بازیکن که باعث قهرمانی تیمشان در مسابقات کوپا شدند، وجود ندارد.
 نامی برگرفته از فیلمی در سال ١٩٥٣با بازی "جیمز کگنی" و "همفری بوگارت" که بیانگر جسارت و شجاعت بازی آرژانتینی ها در آن مسابقات بود.جالب این بود که اینها، تمرینات را شل می گرفتند. "آنخل  پوچو  شاندلین" در مورد سیوری گفته:" او، مربی تیم، "گیرمو استابیله" را عاصی کرده بود. وقتی اتوبوس تیم در ساعت هشت صبح حرکت می کرد، او همیشه غایب بود و ساعت ده خودش با تاکسی می آمد چون عشقش، خوابیدن بود."

 

 

 


در گذر زمان، این چهره های کثیف(Cara sucias)  به عنوان نماد دوران طلایی فوتبال آرژانتین، که مهارت و تکنیک امضای فوتبالشان بود،شناخته می شدند. تصویری که از آنها امروزه نشان داده می شود شاید بیش از حد خیالی باشد ولی حس تاسف و تاثری که از نبود آن دوران باقی مانده، واقعی است. دورانی که جهان، تازه در حال شکل گیری بود و بدبینی و منفی بافی جای ایده آل گرایی را نگرفته بود و همین، ماهیت فوتبال آرژانتین و شاید کشور آرژانتین را شکل داد.
پیروزی این چهره های کثیف، نقطه اوج فوتبال آرژانتین بود و نمایشگر ایده آل های فوتبال کشورشان. سیوری، بازیکن ریورپلاته، 21 سال داشت. بازیکنی تکنیکی با سَری بزرگ که موهای مشکی پرپشتی داشت. فاصله بین دندان هایش زیاد و خنده هایش هم نامتقارن بود. به همین دلیل به لقب EL CABEZON (کَلّه) داده بودند. او نمونه فوتبالیست های پر جنب و جوشی بود که محصول فوتبال آرژانتین هستند و مورد تحسین همگان. ماسکیو، بازیکن راسینگ، با لقب " bocha " در بین این سه نفر از همه بزرگتر بود.24 ساله.نگاهی عبوس و سخت گیرانه داشت. این سه در کنار یکدیگر لقب " Trio de la Muerte "داشتند.آنها واقعا مهارنشدنی بودند.

 

جز این سه نفر،فوتبالیست های با استعداد دیگری نیز بودند. نکته ای که ماسکیو همواره به آن اشاره می کرد. هم تیمی او در راسینگ، "عمر ارستس کرباتا"  دریبلینگ خارق العاده ایی داشت که بعدا الکل زندگی اش را نابود کرد. همچنین "اسوالدو کروس" بازیکن ایندیپندینته  نیز حضور داشت؛ و البته بزرگترین و کاریزماتیک ترینشان "نستو  پیپو روسی"بود؛ رهبر این مجموعه.  علت اصلی اینکه افسانه این بازیکنان "کثیف" تا این اندازه مشهور شد، به این دلیل  بود،که مردم، در ساختن چنین افسانه ای، نقش اصلی ایفا کردند. در آن دوران خبری از تلویزیون نبود و مردم برای پی گیری بازی های آرژانتین از رادیو استفاده می کردند. تنها سه بار در آن برهه موفق به تماشای بازی تیمشان شدند. دو بار در برابر تیم منتخب باشگاه های آرژانتین 8-1 و 6-0 پیروز شدند و در بازی سوم "هوراکان" را سه بر یک از پا در آوردند.


پس از این بازیهای دوستانه بود که مربی تیم- استابیله -که خود آقای گل جام جهانی 1930 شده بود، متوجه شد که تیمی استثنایی در اختیار دارد. هشت سال بعد او به روزنامه "ال گرافیکو "گفت : " در بازی های تمرینی به این نتیجه رسیده بودیم که ترکیب هجومی فوق العاده ای داریم. آنها به گونه ای همدیگر را درک می کردند که گویی سالها کنار هم بازی کرده اند. قدرت آنها در کارهای ترکیبی شان بود و استفاده از ترفندهای قدیمی با ریتمی مدرن بود و پشت سر خود، خط دفاعی پرتجربه و کارآمدی داشتند. محور اصلی تیم که انگیزه را به تیم تزریق می کرد و صدای اصلی تیم بود، "پیپو روسی "بود که این گونه تیم را هدایت می کرد:" "بوچا" بدو معطل نکن؛ "سوردو" سرت رو بالا بگیر و در کار تیمی شرکت کن. انریکه، به دیگران هم پاس بده. کرباتیتا، تو با چه کسی یارگیری کرده ای؟ سریع با یک نفر یارگیری کن، از دست تو آخر سکته می کنم پسر!"

 

 

 

استابیله فقط بر روی فوتبال بازیکنان متمرکز نبود، چیزی که در پرو و در جریان مسابقات، به همگان اثبات شد. ماسکیو که به زن‌بارگی معروف بود، می گفت:"مربی ما، استابیله، دختران را از ما دور می کرد و آنها را از ما می قاپید." سیوری با تلفن‌چی هتل اقامتشان ارتباط داشت و من هم با یکی از دوستان او بودم. و وقتی آن دختران با ما تماس گرفتند، استابیله گوشی تلفن را گرفت و گفت که می خواهد با آنها صحبت کند. او همیشه دختران را از ما می دزدید،چون خوش قیافه بود و ما توان رقابت با او را نداشتیم."


درخشش آرژانتین در بازی های دوستانه در رقابت های کوپا امه ریکا نیز تکرار شد.در بازی اول کلمبیا را 8-2 بردند و سپس اکوادور و اروگوئه را 3-0 و 4-0 شکست دادند. پیروزی 6-2 مقابل شیلی به این معنی بود که با پیروزی بر برزیل در بازی یکی مانده به آخر خود در رقابت ها می توانند قهرمان شوند. قبل از شروع مسابقات،برزیل شانس اول قهرمانی بود. آنها با خلاقیت و نبوغ "دی دی" و گلهای "اواریستو"در 5 بازی اول 23 گل به ثمر رساندند.

 

 

 

 

آنجلیلو در ابتدای نیمه ی نخست، گل اول را زد. سپس بر اساس گزارش ال گرافیکو، برزیل برای زدن گل تساوی تلاش می کرد و آرژانتین با هدایت و رهبری فرمانده اش، روسی بازی را کنترل می کرد. کورباتا با دوندگی های بی امانش، دی دی را به خود مشغول کرده بود. سیوری به دریبل هایش ادامه می داد و ماسکیو با خونسردی منتظر یک ضد حمله برق آسا بود. و بالاخره، بعد از موقعیت های فراوان برای به ثمر رساندن گل دوم، دو گل در سه دقیقه پایانی به ثمر رسید. عکس العمل ها در برزیل،عجیب بود. مردم بی رحمانه به بازیکنان برزیل حمله می کردند. نلسون رودریگز، روزنامه نگار برزیلی در مورد بازی تیمشان گفت :" برزیل افتصاح بود و یک بازنده مطلق.از لحاظ تکنیکی، تاکتیکی و روانی فاجعه بودیم و شانس آوردیم که گل های بیشتری نخوردیم." هنوز یک بازی مانده بود ولی عملا، دو بازی دیگر برگزار کردند!

 

ماسکیو در این مورد گفته: " سفیر آرژانتین در پرو،" ژنرال روبرتو توماس دالتون "بود. با پیروزی مقابل برزیل ما قهرمان شده بودیم ولی هنوز یک بازی با پرو در روز شنبه باقی مانده بود. روز پنج شنبه، استابیله به ما گفته بود که روزهای قبل بازی را میتوانیم استراحت کنیم و نیازی به تمرین نیست. همه بازیکنان تیم بیرون رفتند و جشن گرفتند. تنها من و "دلاچا "و آنجلیلو ماندیم. ما در یک اتاق باقی ماندیم، دلاچا برای ما مانند یک پدر بود و اجازه نمی داد که بیرون برویم و فقط ما را به چند دوستش در ساحل معرفی کرد. به پرو 2-1 باختیم و دالتون خشمگین شد و فکر می کرد چون قهرمان شده ایم، نباید هیچ بازی ای را ببازیم بنابراین دستور داد بار دیگر با پرو بازی کنیم. استابیله گفت هر کس بخواهد میتواند از اردو خارج شود و برود و بقیه مان در اردویی سخت و طاقت فرسا تمرین کردیم.

صبح در هتل صبحانه می خوردیم، سپس در باشگاه" ال ریوالور "تمرین می کردیم، سپس ناهار و بعد دوباره تمرین در بعد از ظهر، و شام و در نهایت، خواب. بازی تکراری را 4-1 بردیم."

 

 

 

پدرو اسکارت روزنامه نگار اسپانیایی، آرژانتین را مدعی اصلی قهرمانی جام جهانی 1958 معرفی کرد ولی با وجود نمایش های فوق العاده شان، هنگام بازگشت به کشور استقبال چندانی از آنها نشد. ماسکیو در این مورد گفت: " یادم می آید که چند نفر در فرودگاه برای استقبال ما آمده بودند که اصلا قابل مقایسه با جمعیتی که اکنون برای استقبال می روند نیست. همچنین قابل مقایسه با جمعیتی که بعد از قهرمانی در جام بین قاره ایی با "راسینگ"کسب کردیم، نبودند.اصلا استقبال خاصی نبود، فقط تعداد اندکی طرفدار و خبرنگار و خانواده هایمان."


ولی به زودی همه متوجه شدند که آن تیم چه مجموعه ی بی نظیری بود. آن تیم" فرشتگانی با صورت های کثیف" در پرو، آخرین نمونه از فوتبال هجومی و شناور نسل طلایی فوتبال آرژانتین بود.همه چیز نابود شد. پس از یکسال، آن تیم پس از شکست تحقیر آمیز برابر چکسلواکی در هلسینبورگ در جام جهانی، از هم فرو پاشید و فوتبال آرژانتین پس از آن در  یک چرخه معیوب  قرار گرفته که هنوز هم نتوانسته به طور کامل از آن فرار کند.

 

جاناتان ویلسون- بخشی از کتاب "فرشتگانی با صورت کثیف"


ترجمه: سهیل نوری پناه

 

 

 - تبلیغات در تهران - نیازمندهای تهران -آگهی تهران-تبلیغات رایگان
<script type="text/javascript" language="javascript" src="http://www.webgozar.ir/c.aspx?Code=3171131&t=counter" ></script>
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به آگهی تهران می باشد .
طراحی و برنامه نویسی : نرم افزار مدیریت آگهی